تبلیغات
فیلم - داگویل(Dogville) فیلم دهه


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

داگویل(Dogville) فیلم دهه

نوشته شده توسط:وحید
شنبه 17 بهمن 1388-09:00 ب.ظ

خلاصه فیلم :

داگویل محصول 2003 سینمای جهان نوشته شده و كارگردانی شده توسط لارس فون تریر (Lars Von Trier)

وبا بازیگرانی چون :نیكول كیدمن(Nicole Kidman) و پال بتنی(Paul Bettany) یكی از فلسفی ترین و موثرترین فیلم های دهه اخیر است كه علاوه برتاثیرات گسترده در جنبه های فكری و نظری سینمای جهان از نظر فنی نیز تاثیرات به سزایی به وجودآورده است كه در یك فضای مینیمالی مانند ست(set) داستان زنی به نام گریس مولیگان(Grace Mulligan)را تعریف می كند كه در هنگام فرار از دست  گانگسترها  به شهری كوهستانی میرسدكه مردم آن قبول می كنند تا در مقابل كار به او اسكان دهند.

این فیلم قسمت اول از سه گانه فون تریر در مورد امریكاست كه با فیلم های مندرلی(Manderlay)در سال 2005ادامه پیدا كرد و واشینگتن(Washington)به پایان خواهد رسید.

این فبلم درسال2003 نامزد جایزه كن شدو به بسیاری از جشنواره های دیگردعوت شد و جوایز متعددی بدست آورد.

مجله گاردین اخیرا آن را به عنوان یكی از 10 فیلم دهه اخیر مشخص كرده است.

شروع داستان:

داگویل شهری دورافتاده كوهستانی  در امریكا است كه از یك طرف به یك جاده واز طرف دیگر به كوهایی كه به جایی نمی رسند مرتبط است.ساكنان آن  مردمی دوست داشتنی-ساده زیست و بخشش گر را نشان می دهند كه در حال زندگی ساده خود هستند.

شهرازجانب تام ادیسون(Tom Edison) نویسنده و فیلسوف  كه قصد گرفتن پرچم رهبری شهررا دارد نشان داده می شود درحالی كه او قصد داردبا برگزاری جلسات اخلاقی ارزش های اجتماعی كه در درون ساكنان وجود دارد را به آنها نشان دهد.

این فیلم از نه قسمت تشكیل شده است و از زبان راوی (John Hurt)نقل میشود كه در قسمت بعدی به شرح آنها می پردازیم.

قسمت اول(تام صدای شلیك می شنود و گریس را ملاقات میكند):

در این قسمت تام گریس را می بیند هنگامی كه او (گریس)در حال فرار از دست گانگسترهاست و سعی دارد كه از سمت كوه ها فرار كند كه تام به او خبر می دهد كه عبور از كوه سخت وطاقت فرساست در همین لحظه هست كه گانگسترها می آیند و تام گریس را در معدن شهر قایم می كند واز گانگسترها كارتی دریافت می كند كه به محض رویت گریس به آنها اطلاع بدهد.

تام تصمیم می گیرد تا برای عملی كردن برنامه های خودش (نشان دادن به ساكنان كه شما متعهد به ارزش های اخلاقی هستید و مهربونید و می توانید در تمام شرایط به یك غریبه كمك كنید.)از گریس استفاده كند پس تام و اهالی یك فرصت به  گریس میدهند(2هفته) تا خودش را به ساكنان اثبات كندو در شهر باقی بماند.

قسمت دوم(گریس طبق نقشه تام شروع به كار میكند):

با پیشنهاد تام گریس شروع می كند به كاركردن برای اهالی شهر در حالی كه اهالی علاقه ای به كار كردن او ندارند.

كارهایی چون صحبت كردن با مرد تنها و كورجك مك كی(Jack  Mccay)-كمك برای اداره یك مغازه كوچك در شهر-مراقبت از بچه های جك و ورا-بعد از مدتی اهالی كار كردن اورا قبول می كتتددرر حالی كه درواقع نیازی به كاركردن او ندارند.

قسمت سوم(گریس كسب آبرو می كند):

با توجه به قرار گریس با رضایت خاطر به كار خود ادامه می دهد  و با اهالی شهر دوست میشود و در مقابل كاری كه انجام می دهد نیزمبلغ اندكی مزد دریافت می كند و در پایان دو هفته همه رای آری برای ماندن او در شهر می دهند.

قسمت چهارم(دوران خوشی در داگویل):

دوران خوشی در داگویل و دوران دوستی

ولی هنگامی كه پلیس با اعلامیه فرد گمشده ای به نام گریس به شهر می آید اهالی مردد می شوند كه آیا باید با پلیس همكاری كنند یا نه؟

قسمت پنجم(چهارم جولای):

همه چی در داگویل با همان شرایط قبل ادامه پیدا میكند و تمام مردم از گریس به خاطر كارهایش و بهتر كردن زندگی آنها تشكر می كنند و تام نیز عشق خود را به گریس اعتراف می كند تا زمان فرا رسیدن چهارم ‍‍‍‍جولای(روز استقلال امریكا) كه شرایط در داگویل عوض میشود.در چهارم جولای پلیس این بار با اعلامیه تحت تعقیب گریس به شهر می آید به خاطر دزدی در بانك ولی تمام اهالی به بیگناهی او اقرار می كنند زیرا او درزمان دزدی از بانك مشغول به كار در داگویل بود.

اما در جلسه ای كه برگزار می شود اهالی و تام به این نتیجه می رسند كه به دلیل متهم بودن گریس به دزدی اگر او گرفته شود تاوان بیشتری باید اهالی بپردازند درعوض گریس باید به كار بیشتر بادستمزد كمتر بپردازد.پس كار اختیاری گریس به كار اجباری و پرمشقت تبدیل می شود واو از قبول كردن كار راضی نیست ولی برای اینكه تام را راضی كند به این كار تن میدهد.

قسمت ششم(داگویل دندانهایش را نشان می دهد):

گریس به دلیل كار زیادی وپر مشقت شروع به اشتباهات میكند و این باعث می شود اهالی  اعتراض كنندو  برخوردهای بدی با او كنند .مردهای شهربا تهدید او به تحویل به پلیس در همین دوران به سواستفاده های جنسی نسبت به او می پردازندو زنها نیزبه او مشكوك و بدبین میشوند

قسمت هفتم(گریس از داگویل فرار میكند و دوباره روشنایی روز را می بیند):

گریس بعد از یكسری اتفاقات با كمك تام و بن سعی به فرار می كند(بعداز اینكه تام دلایل خود از اینكه نمی تواند با  گریس فراركند-بعد از فهمیدن ورا(زن جك)از رابطه اوبا جك(تجاوز جك به او) و شكستن عروسك های او )بن راننده وانت بارسیب به شهر است كه تام با پولی كه از پدرخود میدوزدد و گریس پول را به بن برای حمل اوبه شهر میدهد كه در آخر پس از اینكه به گریس تجاوز می كند دوباره او را به داگویل باز میگرداند.

پس از متهم شدن گریس به دزدی از پدر تام(تام اقرار نمی كند زیرا تنها راه كمك به گریس را مشكوك نشدن اهالی به خودش می داند) اهالی سعی میكنند تدابیری پیدا كنند تا او دیگر نتواند فرار كند به همین دلیل او رابه زنجیری بسیار سنگین می بندند تا او برای حركت  آنرا بكشد و زنگوله ای نیز به آن زنجیر می بندند.مردهای شهر(به جز تام)به طور مرتب به تجاوز به گریس می پردازند.

قسمت هشتم(حقایق آشكار می شود):

تام كارت را كه از گانگسترها گرفته پیدا میكند و به آنها زنگ میزند و از جای گریس به آنها اطلاع میدهد.

قسمت نهم(گانگسترها با داگویل ملاقات می كنند و فیلم به پایان می رسد)

وقتی گانگسترها می رسند تام و اهالی از آنها استقبال می كنند و اینجا جایی است كه ما هویت واقعی گریس را میفهمیم

او دختر رییس گانگسترهاست و به دلیل اینكه طاقت كارهای فساد پدرش را نداشته فرار كرده.پس از صحبت با پدرش و نگاه به شهر(داگویل)وفهمیدن استانداردهای خود سعی می كند سخترین جزا را برای اهالی شهر در نظر بگیرد و همه آنها را با دستور پدرش به فجیع ترین شكل بكشد(و اگر این كار را نكند غیر انسانی خواهد بود)و تام را نیز خودش شخصا می كشد.ودرآخر تنها ساكن شهر كه زنده می ماند موسبی(Mosby) سگ شهر است كه هیچ آسیبی به گریس نزده است ودر هنگامی كه شهر واقعیت خودش را نشان میدهد به واقعیت می پیوندد.



تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 02:53 ق.ظ