تبلیغات
فیلم - نقد فیلم The Banishment


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

نقد فیلم The Banishment

نوشته شده توسط:سعید
سه شنبه 4 اسفند 1388-09:12 ب.ظ

اطلاعات اولیه

این فیلم محصول سال 2007 از کشور روسیه،نام فیلم The Banishment به معنای تبعید و کارگردان آن       Andrei  Zvyagintsev است.این کارگردان 46 ساله روس تا به حال دو فبلم را کارگردانی کرده است.فبلم های     The Return و The Banishment .اوازکارگردانان خوش آتیه روس به حساب می آید و می توان آینده کاری روشنی را برای او متصور شد. او با اولین فیلم خودThe Return توانست در جشنواره های مختلف جهانی جوایز متعددی را از آن خود کند.هر چند که فیلم بعدی اوThe Banishment نتوانست موفقیت فیلم قبلی او را تکرار کند با این حال فیلمی است که ارزش دقت و توجه بسیار دارد. و می توان آن را به دفعات متعدد نگاه کرد و هر بار نکته ای نو در آن یافت و این ویژگی باعث شده که فیلم طراوت و تازگی خود را در مشاهده چند باره آن حفظ کند.این فیلم در روایتگری خود از سبک و سیاق فیلم قبلی همین کارگردان تبعیت می کند.Zvyagintsev با این دو فیلم توانسه است سبک کارگردانی شخصی خود را پایه ریزی کند.

شخصیت های فیلم

الکس:شخصیت اصلی فیلم/ورا:همسر الکس/کییر:پسر الکس/اوا:دختر الکس/مارک:برادر الکس/رابرت:برادر الکس/ گئورگی:دوست الکس/مکس:پسر گئورگی/ویکتور:دوست الکس/لیزا:همسر ویکتور/فاینا،فلورا،فریدا:دختران ویکتور/گرمن: دوست دکتر مارک

داستان فیلم

الکس به همراه خانواده اش برای مدتی به خانه ی پدری اش در روستا می رود.در آنجا ورا به الکس می گوید که باردار است اما بچه برای الکس نیست.الکس ، ورا را مجبور می کند که بچه را سقط کند.ورا در جریان سقط می میرد.الکس حدس می زند که ورا از برادرش رابرت باردار بوده است.الکس برای کشتن رابرت به شهر می رود اما در آنجا در می یابد که بچه از خود او بوده است.

ساختار فیلم

1-عنوان بندی آغازین

2-مارک

الف)ماشین سواری مارک(آهنگ 1)

ب)خانه الکس.الکس تیر را از دست مارک خارج می کند.درباره شغلی که رابرت برای الکس پیدا کرده صحبت می کنند

3-روز اول

الف)سفر خانواده ی الکس با قطار به خانه پدری او در روستا(آهنگ 2)

ب)پیاده روی از ایستگاه راه آهن تا خانه

پ)بازکردن تخته پنجره ها توسط الکس

ت)بازکردن ساک لباس ها توسط ورا

ث)بازدید از خانه و اتاق خواب توسط اوا

ج)گشتن در خانه و ورق زدن کتاب توسط کییر

چ)حمام کردن بچه ها

ح)گردش در باغ گردوی بالای تپه.کییر از الکس درباره چشمه خشک شده می پرسد

خ)درست کردن سالاد.بحث کردن ورا و اوا درباره سالاد و گریه کردن ورا

د)خوردن شام

ذ)کییر از الکس درباره بوی خاصی که در خانه است می پرسد

ر)ورا به الکس می گوید که از فرد دیگری باردار است

ز)الکس شروع به دویدن می کند و ازخانه دور می شود و در راه با ماشین مکس به ایستگاه راه آهن می رود(آهنگ 1)

ژ)صحبت تلفنی مارک و الکس(آهنگ 1)

س)الکس با ماشین مکس به دیدن مارک در شهر می رود اما درمیانه راه برمی گردد

4-روز دوم

الف)الکس پیاده به خانه برمی گردد و به اتاق خواب شان می رود

ب)ورا از خواب بیدار می شود.یک دقیقه در سکوت می گذرد

پ)الکس به ویکتور زنگ می زند و آن ها را برای شام دعوت می کند

ت)الکس ،کییر و اوا همراه با گئورگی به گردش می روند.گئورگی در راه با الکس درباره مارک و رابرت صحبت می کند

ث)گئورگی در اصطبلش یک کره اسب به کییر نشان می دهد و او را به کارگاه خود می برد

ج)الکس و ورا درباره بارداری ورا صحبت می کنند.الکس به ورا چک می زند

چ)بچه ها قایم باشک بازی می کنند

ح)لیزا و ورا درباره درباره بچه بیشتر داشتن صحبت می کنند

خ)کییر و فلورا در جنگل با هم صحبت می کنند

د)الکس،مکس و ویکتور بر سر میز با هم صحبت می کنند.مکس درباره شغلش(پستچی صحبت می کند)

ذ)مارک با تلفن با الکس صحبت می کند و می گوید که در ایستگاه منتظر اوست

ر)الکس و کییر با ماشین به ایستگاه می روند.دربین راه کییر به الکس می گوید زمانی که او به سفر کاری رفته بوده است،رابرت به خانه اشان آمده بوده است

ز)مارک و الکس در ماشین مارک در ایستگاه راه آهن با هم صحبت می کنند.مارک به الکس می گوید که اگر می خواهی ورا را بکشی ،یک تفنگ در دراور طبقه بالا خانه است.

ژ)گئورگی به دنبال وسیله ای که برای فاینا است درمیان علف ها می گردد و آن را پیدا می کند

س)خداحافظی مهمان ها

ش)گفتگوی ورا و الکس .ورا درباره اخلاق الکس صحبت می کند

5-روز سوم

الف)الکس و ورا از خواب بیدار می شوند بدون هیچ حرفی با همدیگر

ب)الکس به طبقه بالا می رود و تفنگ را پیدا می کند

پ)تلفن خانه زنگ می زند.الکس گوشی را برمی دارد.فلورا در آن طرف خط از گرامافونشان آهنگ پخش می کند

ت)تلفن دوباره زنگ می خورد.الکس از اوپراتور شماره ی گیرنده را می پرسد.الکس می فهمد که رابرت زنگ زده بوده است

ث)خانواده به قبرستان بر سر قبر پدربزرگ می روند.به کلیسای ده می روند اما در بسته است(آهنگ 2)

ج)الکس و ویکتور تلفنی با هم صحبت می کنند.قرار می شود که بچه ها به خانه ی ویکتور بروند

چ)ورا و رابرت با هم تلفنی صحبت می کنند

ح)ورا و الکس در جنگل قدم می زنند و قرار می شود که ورا سقط جنین کند

خ)الکس به مارک تلفن می کند و از او می خواهد که دکتر پیدا کند(آهنگ 1)

د)بچه ها در خانه ویکتور پازل تابلو”بشارت” داوینچی درست می کنند(آهنگ 1)

ذ)الکس و مارک در ایوان خانه قدم می زنند و دکترها کارشان را شروع می کنند

ر)فریدا قسمتی از کتاب مقدس را می خواند

ز)ویکتور مشروب می نوشد

ژ)دکترها خداحافظی می کنند و مارک می رود که آن ها را برساند

س)مارک و الکس درخانه بر بالین ورا می روند.الکس به مارک می گوید که حال ورا خوب نیست.مارک به یکی از دوستان دکترش زنگ می زند

6-روز چهارم

الف)گرمن می آید.صحنه ای از پرواز کلاغ ها.دکتر به مارک می گوید که ورا مرده است.آمبولانس جسد ورا را می برد

ب)مارک و الکس به سردخانه می روند.الکس بر سر جسد ورا حاضر می شود.الکس و مارک در ماشین درباره مرگ ورا صحبت می کنند.

پ)الکس و مارک به خانه برمی گردنند.مارک بیهوش می شود.

ت)مارک دربستر با گرمن صحبت می کند.گرمن به او برگه آزمایش بارداری ورا و نامه ای که ورا درپشت آن نوشته را به او نشان می دهد

ث)مارک و الکس به قرستان برای مراسم خاکسپاری می روند.مارک نامه ورا را در داشبورد ماشین می گذارد.

ج)مارک و الکس از مراسم بازمی گردنند.مارک مرده است اما الکس متوجه نشده است.الکس از دراور طبقه بالا تفنگ را برمی دارد

چ)آمبولانس جسد مارک را می برد

ح)الکس با ماشین به خانه رابرت می رود رابرت آنجا نیست.الکس در ماشین منتظر می ماند(آهنگ 1)

خ)گرمن تخته های پنجره های خانه را می بندد و می رود.باران می بارد و چشمه ی خشک شده دوباره جاری می شود(آهنگ 1)

د)رابرت بر می گردد.وقتی الکس می خواهد تفنگ را از داشبورد بردارد نامه ورا را می یابد.الکس و رابرت در خانه بدون هیچ صحبتی

7-فلاش بک

الف)ورا به رابرت زنگ می زند.رابرت به خانه الکس می رود و ورا را نجات می دهد(آهنگ 3)

ب)ورا و رابرت درباره خودکشی ورا صحبت می کنند

پ)مکس پستچی جواب آزمایش ورا را می آورد

ت)ورا با کییر درباره سر عروسکی که کنده صحبت می کند.سپس در پشت جواب آزمایش نامه ای می نویسد

ث)ورا و رابرت برای قدم زدن بیرون می روند

ج)درخانه ورا آلبوم عکسشان را به رابرت نشان می دهد.ورا درباره زندگی مشترک و باردار بودنش با رابرت صحبت       می کند.

8-الکس

الف)الکس به ویکتور زنگ می زند  و می گوید که برای بردن بجه ها می آید

ب)الکس در مزرعه نشسته،سپس سوار ماشین می شود و می رود

پ)زنان کشاورز در مزرعه آواز می خوانند

9-عنوان بندی پایانی

نام فیلم

نام فیلم تبعید،می تواند اشاره ای باشد به سفر خانواده به روستا که در فیلم دلیلی برای آن ارائه نمی شود.در ابتدای فیلم وقتی مارک از الکس می پرسد که آیا می خواهد به خانه ی پدری در روستا برود،جواب الکس منفی است.اما می بینیم که خانواده به روستا می رود و آن اتفاقات برایش می افتد.

می توان نام فیلم را از نظرگاه فلسفی بررسی کرد.زمانی که فردی به جایی تبعید می شود،آن مکان و انسان هایی که در آنجا هستند برایش غریبه است.نام فیلم اشاره ای است به وضعیت بشر،چه آنجا که در محیط صنعتی است و با ماشین با سرعت از آن می گذرد(2الف/6ح)و چه آنجا که در میان گله ی حیوانات اهلی آن ها را با حیرت می نگرد(5ث).فرد تبعیدی با دیگران غریبه است و این حالت در رفتار و گفتگو های شخصیت های فیلم مشخص است.

روایت فیلم

پایه روایت فیلم براساس ابهام استوار است.ابهام چه در داستان و چه در معنا. به همین علت می توان برداشت های مختلفی از هر دو جنبه داشت. می توان به ابهام ها و خلاء های داستانی فیلم اشاره کرد.مثل اینکه :دلیل تیر خوردن مارک چیست؟چرا خانواده ی الکس به روستا می آیند؟برای خانواده مارک چه اتفاقی افتاده است؟متن نامه ورا چیست؟رابطه مارک و گرمن چگونه است؟(در قسمتی از فیلم(6ت)گرمن به مارک می گوید رییس).

همان گونه که مشخص است بیشتر ابهامات داستان در رابطه با مارک است.ولی ما از تفکرات مارک بیشتر از بقیه شخصیت های فیلم اطلاع پیدا می کنیم.در نقطه ی مقابل،ورا قرار دارد که ابهامی در داستان فیلم درباره او وجود ندارد اما احساسات او برای ما نامشخص است چون در بیشتر مواقع  فیلم سکوت کرده است.این نوع روایت فیلم ما را مجبور می کند که از نشانه های مختلفی که در فیلم وجود دارد برای حل کردن ابهامات فیلم استفاده کنیم.

تبعیدی

شخصیت تبعیدی فیلم ورا است.می توان این تبعید را از دو جنبه بررسی کرد.می توان موقعیت او را موقعیتی نمادین فرض کرد.در گفتگو با دیگران اکثرا سکوت می کند.جنس دغدغه هایش با دیگران یکسان نیست.برای خودش یک فیلسوف درجه یک است.درسکانس گفتگو با رابرت(7ج) ،ورا می گوید که باردار است اما بچه برای الکس نیست و هم هست و نظریه ای می دهد ،می گوید که می شود زندگی ابدی داشت اما یک نفر به تنهایی نمی تواند و احتمالا راهی وجود دارد برای زندگی ابدی اما با نوعی از خود گذشتگی و بسیاری حرف های دیگر یا  آنجا که لیزا از داشتن فرزند پسر می گوید ،ورا تنها لبخند می زند و سکوت می کند(4ح).از طرف دیگر حرف های ورا برای دیگران قابل درک نیست در همان سکانس گفتگو با رابرت ،مشخص است که رابرت حرف های ورا را نمی فهمد و گیج شده است.یا در گفتگوی ورا و الکس(4ش) وقتی ورا می گوید:ما غریبه شدیم ،ما همیشه غیبه بودیم. الکس در جواب می گوید:درباره ی چی حرف می زنی؟

می توان رفتن به خانه پدری را تبعید ورا به دنیای مرد سالار دانست.در این خانه تمام قاب عکس ها تصویری از پدر الکس،مارک و خود الکس است و خبری از هیچ زنی نیست حتی مادر الکس.به همین علت است که خانه در فیلم شخصیتی مستقل پیدا می کند،به طوریکه می توان مستقر شدن خانواده در خانه را ، فصل آشنایی با خانه پدری در نطر گرفت. حتی در سکانس گفتگو با رابرت(7ج) وقتی ورا آلبوم عکسشان را به رابرت نشان می دهد درباره یک عکس می گوید:اینم هر سه تاشون پدر الکس و مارک.انگار در دنیای مرد سالار زنی وجود ندارد.درمیان عکس ها ،عکس تکی از پدر الکس است و در مقابل عکسی تکی از مادر ورا و عکسی دیگر از خود ورا.زمانی که خانواده به قبرستان بر سر قبر پدربزرگ می روند، هیچ صحبتی از قبر مادربزرگ نمی شود انگار چنین کسی وجود نداشته است. ورا نماینده ی دنیای دیگری است که به این دنیای مرد سالار تبعید شده .

اشاره ها و نمادها

در فیلم از اشاره های زیادی استفاده شده است

وقتی که کییر در خانه کتابی را ورق می زند(3ج) عکسی در کتاب است که دو نفر با شمشیر در حال حمله به یک نفر هستند.یا زمانی که بچه ها در حال درست کردن پازل بشارت داوینچی هستند(5د)(در تابلو بشارت جبرئیل را می بینیم که به حضرت مریم بشارت می دهد که از طرف خدا برای به دنیا آوردن مسیح انتخاب شده است).بعد از آن قسمتی از انجیل خوانده می شود:”اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌به‌جا کنم ولی عشق نداشته باشم، هیچم”(5ر).وقتی که گرمن برای معاینه ورا می آید،تصویر کات می شود به دسته ای از کلاغ ها که بر سر خانه پرواز می کنند در صورتی که قبل از آن حتی صدایشان هم شنیده نمی شد و مثال های دیگر.

دیالوگ هایی در فیلم وجود دارد که باعث می شود تا درباره ی داستان حدس هایی بزنیم.اما این اتفاق در حد حدس باقی می ماند چون فیلم نشانه های دیگری در اختیار تماشاگر قرار نمی دهد تا بتواند از درستی حدس های خود مطمئن شود. به طور مثال مارک در ابتدای فیلم با دست تیر خورده از جاده ی روستا به شهر می آید.بعد تر در ایستگاه راه آهن وقتی که مارک و الکس درباره ورا صحبت می کنند(4ز)الکس می گوید که:”من نمی خوام بچه هام رو اونجوری که تو از دست دادی ازدست بدم”.یا در جایی دیگر(6الف)مارک به الکس می گوید:”باید کارهای کفن و دفن و سریع انجام بدیم،اینجا شایعه زود پخش می شه”.اینگونه اشاره ها باعث می شود تماشاگر حدس بزند که اتفاق مشابه الکس برای مارک هم پیش آمده بوده است.

احساسات و تفکرات کاراکترها ، همجواری تصاویر

با توجه به نوع روایت فیلم و عدم آگاهی تماشاگر از احساسات کاراکترهای فیلم،می توان از طریق تصاویر پی به تفکرات شخصیت ها برد.در قسمتی از فیلم الکس و کییر و اوا به همراه گئورگی به گردش می روند(4ث).در آنجا کییر و گئورگی به کارگاه گئورگی می روند.ماشین آلاتی با صدای بسیار زیاد در حال کارکردن هستند به طوریکه ما دیالوگ های کییر و گئورگی را نمی شنویم.این تصویر کات می شود به ورا در خانه که برروی تخت دراز کشیده و سر خود را میان دست هایش قرار داده.از این تصاویر حال درونی متشنج ورا را در می یابیم(عکس های 2 و 3 در گالری عکس).

وقتی که الکس برای مشورت پیش مارک می رود(4ز) تا درباره ورا صحبت کنند،الکس از مارک می پرسد که چکار کنم.در راه برگشت تصویر کات می شود به گئورگی که در حال گشتن برای پیدا کردن یک شی گمشده است و آن را پیدا می کند.می توان نتیجه گرفت که الکس راه حل مشکل را پیده کرده و تصمیمش را در رابطه با ورا گرفته است.

ویکتور را در خانه اش درحال خوردن مشروب و مست و کلافه می بینم(6ز).این تصویر کات می شود به الکس و مارک در بیرون از خانه که منتظر تمام شدن عمل سقط جنین دکترها هستند بعد از آن الکس را مستأصل می بینیم که نشسته و حالتی نگران دارد.

نور،رنگ،موسیقی

در نماهای بیرونی از نور طبیعی استفاده شده است و در نماهای داخلی از نور چراغ های موجود در کادر تصویر استفاده شده و از نور پردازی بهره گرفته نشده است.به همین دلیل نور ها کاملا طبیعی در صحنه هستند و با استفاده از نور پردازی هیچ تاکیدی بر مفاهیم نمادین فیلم صورت نگرفته است.البته از همین عدم نور پردازی استفاده ی خوبی شده است.به طور مثال،در همان فصل آشنایی با خانه (3پ)که اشاره شد،تاریکی ابتدای خانه و سپس روشن شدن آن و گشت و گذار دوربین در خانه به نوعی باعث شخصیت بخشیدن به خانه شده است.یا در سکانسی که دکترها برای عمل سقط جنین آمده اند،الکس در ایوان خانه در حال قدم زدن است،نور پردازی صحنه به گونه ایست که شکل چشم را تداعی می کند(عکس هفتم در گالری عکس).اشاره شد که در نماهای داخلی از نورپردازی استفاده نشده است.همین کار باعث شده است که هنگام گفتگوی کاراکترها پس زمینه تاریک باشد و تاکید زیادی بر کنش آن ها قرار گیرد.از نتایج دیگر این نوع نورپردازی این است که در بیشتر موارد نماهای داخلی بخشی یا تمام صورت شخصت های فیلم تاریک است.مثال های ارائه شده می تواند به روشنی کارکرد نورپردازی در پیشبرد اهداف فیلم را نشان می دهد.

درباره کارکرد رنگ در فیلم می توان به قسمت های مختلفی از فیلم توجه کرد.نماهای بیرونی اغلب با پس زمینه رنگ سبز هستند.همین رنگ باعث توجه بیشتر بیننده به کاراکترها و کنش آن ها در پیشزمینه تصویر می شود(به عکس پنجم در پست قبلی نگاه کنید).در داخل خانه هم استفاده از رنگ آبی برای تاکید بر شخصیت ها استفاده شده است.حتی می توان به رنگ لباس بازیگرها هم توجه کرد.به طور مثال لباس ورا در ابتدای فیلم آبی پررنگ است.روزبعد آبی کم رنگ،سفید و در نهایت قرمز که در این قسمت فلاش بک فیلم شروع می شود و در سکانس مهم گفتگوی ورا و رابرت(7ج)کارگردان با استفاده از تاریکی و رنگ پسزمینه و رنگ قرمز لباس ورا تمام تاکید را بر روی او متمرکز می کند.

فیلم 3 آهنگ متفاوت دارد.آهنگ شماره 3 تنها یک بار در طول فیلم پخش می شود و آن هم در سکانس نمایش خودکشی ورا است(7الف)استفاده از این آهنگ برای کمک به جنبه ی احساسی فیلم است.آهنگ شماره 2 فیلم در دو جا استفاده شده است.یکی در قسمت سفر خانواده با قطار.ورا به الکس نگاه می کند،اما الکس خواب است و سکوت تنها رابطه ی این دو است(3الف) و دیگری در جایی که خانواده با دربسته ی کلیسا مواجه می شوند.آیا این نقطه گذاری نشانه ی دربسته ی ارتباطی ورا با الکس نیست؟آهنگ شماره 1 در چهار قسمت فیلم به کار رفته است.کارگردان با استفاده از یک آهنگ در سکانس های ماشین سواری مارک(2الف)و الکس(6ح)سعی در القای یکسان سازی عمل مارک و الکس دارد.هم مارک و هم الکس در این سکانس ها درحال برگشتن از دهات هستند.در سکانسی که مارک و الکس در ایستگاه راه آهن در حال گفتگو هستند(4ز)الکس می گوید که نمی خواهد بچه هایش را همانگونه که مارک از دست داده ،از دست بدهد.مارک در جواب می گوید که بچه هایش را از دست نداده بلکه تنها به گونه ای رفتار می کند انگار که آن ها وجود ندارند.این تشابه ها باعث می شوداین سوال برایمان پیش بیاید که الکس هم مانند مارک عمل خواهد کرد؟اما می بینیم که الکس تصمیم دیگری می گیرد.

قطعه پایانی

قطعه ی پایانی فیلم یک فلاش بک 15 دقیقه ایست که در آن ورا برای اولین و آخرین بار آنچه را که در درونش می گذرد برای رابرت می گوید.می گوید که الکس آن ها را فقط برای خودش می خواهد مانند یک سری اشیا با آن ها رفتار می کند.این نوع زندگی مانند یک دایره است که در این خانواده در هر نسل تکرار می شود.ورا می گوید احتمالی وجود دارد که بشود کاری کرد و ورا این کار را می کند.می توان از این منظر رفتن خانواده ی الکس را به خانه ی پدری اش(که قبل تر گفتیم که نماد مردسالاری است) برنامه ی ورا دانست برای نابود کردن این نوع نگرش.قبل از اینکه دکترها برای سقط جنین برسند، ورا به بیرون از خانه می آید و برای آخرین بار آسمان را نگاه می کند،او منتطر باران است.بعد از مرگ ورا در برداشتی زیبا باران شروع به باریدن می کند و چشمه ای که در ابتدای فیلم کییر از الکس دلیل خشک بودنش را پرسیده بود(3ح)دوباره جاری می شود و ما مسیر آن را دنبال می کنیم تا به پایین دست خانه می رسیم.باران قطع می شود و ما تصویر خانه را در آب می بینیم.دوباره باران آغاز می شود و تصویر خانه در آب نابود می شود، ورا توانست با فدا کردن خود دایره بی رحمانه ی آن نوع زندگی را نابود کند.

در ابتدای فیلم زمانی که مارک با ماشین از دهات می آمد ، زمین های زراعی شخم زده شده بودند.حال در انتهای فیلم الکس با ماشین به دنبال بچه های خود می رود و زنان کشاورز در همان حال که در حال درو گندم هستند آواز غمگینانه ای            سر داده اند.



تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 03:01 ق.ظ