تبلیغات
فیلم - کاش مرا بالها مثل کبوتر می بود:درباره ی خانه سیاه است


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

کاش مرا بالها مثل کبوتر می بود:درباره ی خانه سیاه است

نوشته شده توسط:وحید
شنبه 14 فروردین 1389-08:55 ب.ظ

تبریک سا ل نو:

مبارکتر شب و خرمترین روز                     به استقبالم آمد بخت پیروز

دهلزن گو دو نوبت زن بشارت                که دوشم قدر بود امروز نوروز

با تبریک سال نو به تمام دوستان اولین پست سال جدید را با فیلمی از فروغ فرخزاد و یادی از او شروع می کنیم.

خانه سیاه تر از همیشه :

خانه سیاه است مستندی است 20 دقیقه ای به کارگردانی  فروغ فرخ زاد و تهیه کنندگی ابراهیم گلستان که به سفارش جمعیت کمک به جذامیان در پاییز 1341 در سازمان فیلم گلستان ساخته شد.

دنیا زشتی کم ندارد:

فروغ فرخ زاد که همه اورا شاعر می شناسیم به پیشنهاد ابرهیم گلستان برای کارگردانی این فیلم سفارشی عازم سفری شد به آسایشگاه جذامیان بابا داغی تبریز سفری که باید رنج ها و سختی های جذام گرفته ها را نشان دهد و به یاری گرفتن آنها کمک کند ولی او شاعر است و عصیان گر.

به همین دلیل او سعی می کند دیدگاهای خود رانیز در فیلم به نمایش درآورد و ماه عسل این کار به وجودآمدن مستندی بی نظیر نه تنها در ایران بلکه در تاریخ سینماست که مستندی عادی نیست و با شعر انس گرفته  پس به آن مستند نمیشه گفت ولی مستنده.

او واقعیت و تخیل را درهم می آمیزد و معجونی درست می کند برگرفته از جهان بینی خود که ما کمتر در فیلم های مستند با آنها آشنا هستیم .

او آسایشگاه را به دنیا و جهانیان را به جذام گرفته هایی تشبیه می کند که درآن در حال نابودیند.”کاش مرا بالها مثل کبوتر می بود تا پرواز کرده راحتی می یافتم هرآیینه ای به جایی دور می رفتم و در صحرا ماوا می گزیدم میشتافتم به سوی پناهگاهی از باد تند و طوفان شدید زیرا دز زمین مشقت و شرارت دیده ام.”


زشتی های دنیا بسیار است ولی اوست که سعی میکند با شعر هایش آنها را بهبود بخشد وزمین را جایی قابل تحمل کند زیرا تنها هنر است که دنیا را قابل تحمل کرده است. زیرآن تصاویر خشن و واقعیت های بی رحم که مثل سربازهایی غول پیکر به انسان ضربه می زنند فروغ له می شود تا بتواند آنها را برای مخاطب لطیف تر و قابل تحمل تر جلوه دهد .

“نام تو را ای متعال خواهم سرایید نام تورا با عود ده تار خواهم سرایید زیرا که به شکل مهیب و عجیب ساخته شده ام”. او  کوچکی و ناچیزی خود را در مقابل خدا اقرار می کند واو را می خواند تا این وضیعت را برای او بهتر جلوه دهد و زندگی را برای او راحت تر کند.”استخوان هایم از تو تنها نبود وقتی که در نهان به وجود آمدم و در اسفل زمین نقش بندی می گشتم . در دقتر تو همه اغضای من نوشته شده. چشمان تو ای متعال جنین مرا دیده است ” زیرا او از همه چیز و از همه کس آگاهست و بازگشت ما به سوی اوست.


“جذام یک بیماری واگیرو مضمن است. جذام نه ارثی است نه مادرزادی اما واگیردارد.جذام همه جا هست یا میتواند باشد.جذام با تنگدستی همراه است مایه ی جذام در تن آدمی که راه یافت چین های پوست را سخت و بزرگ می کند-بافت های عصبی را می خورد بند های عصب ها را با یک قلاف خشک می گیرد…..جذام بیماری بی درمانی نیست” ابراهیم گلستان به عنوان گوینده ی دوم سعی می کند زندگی برهنه و وحشی را نشان دهد زندگی تلخ  و واقعیت محض بی پرده .شاید  این فیلم  مستند است ولی واقعیت مستند شدنی نیست پس فروغ برای آنکه آنرا مستند کند باید معانی را با هنر(شعر) تقلیل دهد وگرنه قابل تبدیل شدن به تصویر نیست.

گروه 5 نفره فیلم سازی گلستان با فیلم برداری های خیره کننده- استفاده از کنتراست های شدید- نورپردازی های بسیار زیبا- قاب ها و نما های بسیار عالی با کارگردانی فروغ فرخزاد یکی از بهترین مستندهای تاریخ سیینمای جهان را رقم زدنند که علاوه بر نکات بالا نشان دهنده ی قدرت تکنیکی فیلم نیز هست .

“وای بر ما زیرا که روز رو به زوال نهاده است و سایه های عصر دراز می شوند و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد از ناله های اسارت لبریز است و در میان ما کسی نیست که بداند که تابه کی خواهد بود موسم حصاد گذشت و تابستان تمام شد و ما نجات نیافتیم مانند فاخنه برای انصاف نالیدیم و نیست.انتظار نور می کشیم و اینک ظلمت است.”

فروغ فرخزاد ( ۱۳۱۳ – ۱۳۴۵ )

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

پی نوشت: دوستان به خاطر عکس ها پوزش کیفیت فیلم خوب نبود نتونستم عکس های خوب بگیرم





تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 03:09 ق.ظ