تبلیغات
فیلم - بازگشت به تاریخ: درمورد نگاه خیره ی یولیسیز


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

بازگشت به تاریخ: درمورد نگاه خیره ی یولیسیز

نوشته شده توسط:وحید
شنبه 29 اسفند 1388-09:36 ب.ظ

درباره تئو آنگلوپولوس(Theodoros Angelopoulos):

تئو آنگلوپولوس:”جوایز جوایز هستند و من هنوز باید قصه بگویم و ساده گفتن آنها  سخت ترین کار هاست”

آنگلوپولوس گارگردان کهنه کار اروپایی یکی از تاثیرگذارترین و نام آشنا ترین گارگردانان یونانی سال های اخیر است که با فیلم های مختلف  سال ها خود را درجشنواره های بین المللی مطرح کرده است و جوایز بسیاری نیز از این جشنواره ها بدست آورده است که ما ذیلآ به بعضی از مهمترین کارهای او اشاره میکنیم.

آنگلاپولوس با سومین فیلم خود بازسازی(َAnaparastasi)برای اولین بار درسال1971 در یک چشنواره بین المللی راه یافت(جشنواره برلین)و توانست جایزه فیپریسکی را بدست آورد.

او با پنجمین فیلم خود بازیگران خانه بدوش-در حال سفر(o Thiasos)در سال1975 توانست به جشنواره کن راه پیدا کند و خود رابه جهانیان بشناساند.

او با فیلم هفتم خود اسکندر بزرگ(O Megalexandros)توانست جایزه شیر طلایی ونیز را بدست آورد و خود را شهره  ی عام و خاص کند.

او که حالا شهره شده بود باید جای خود را محکم میکرد این کار را برای او هشتمین فیلمش سفر به سیترا(Taxidi sta Kythira)انجام داد و برای او جایزه فیپریسکی و بهترین فیلم نامه از جشنواره فیلم کن را  به ارمغان آورد.

او با دهمین اثرش منظره اسرارآمیز(topio stin omichli)توانست نقطه ی عطفی در سینمای جهان به وجود آورد و جوایز متعددی به دست آورد از جمله جایزه “فرم سینمای جدید “از جشنواره برلین.

او که دیگر شناخنه شده ی جشنواره های مختلف و جهانیان بود دست به ساخت نگاه خیره ی یولیسیز(To Vlemma tou Odyssa)زد که باز هم برای او جوایز متعددی به همراه آورد.

او که حالا در مه عسل کاری خود بود باید دست به شاهکاری میزد که جهانیان را تکان دهد.سیزدهمین اثر او ابدیت و یک روز(Mia aioniotita kai mia mere)این ارمغان را برای او هدیه آورد و نایل به کسب نخل طلای جشنواره فیلم کن کرد.

او در سال های اخیر نیز هنوز به فیلم سازی ادامه میدهد و  شعله ای در درون ما حفظ میکند برای شاهکاری دیگر.

او هنوز زنده است و همیشه خواهد ماند تا زمانی که فیلم های او وجود دارند.

تئودور آنگلوپولوس-آتن-1935

نگاه خیره ی یولیسیز(Ulysses’ Gaze):

خلاصه داستان:

هاروی کیتل(A) کارگردان یونانی پس از سی و پنج سال زندگی در امریکا برای به نمایش درآوردن فیلم جدیدش به یونان باز می گردد که فیلم مذهبیون را خشمگین می کند و دو دستگی در شهر به وجود می آورد ولی هدف اصلی او از بازگشت پیدا کردن سه حلقه فیلم گمشده ی برادران ماناکیس  است که امکان دارد اولین فیلم های گرفته شده در منطقه ی بالکان باشد . او برای پیدا کردن فیلم ها سفر طولانی را شروع میکند به آلبانی -بخارست-رومانی-بلگراد تا به سارایو می رسد.

پیدا کردن اولین حلقه ی زندگی:

آنگلوپولوس سعی می کند تجارب شخصی خود در مورد  بالکان رابه تصویر بکشد جایی که قبل از جنگ مردم درآن زندگی می کردند جایی که مردم درآن عاشق می شدند جایی که مردم در آن آواز می خواندند ولی حالا چی زیر هزاران بمب و موشک تنها گورستانی است خاموش-یونان سال ها است که در حال مردن است ولی ای کاش زودتر بمیرد زیرا فریادش عذاب آوراست . حالا چی مردم منتطر مه ای هستند که خرابی هارا زیرآن مدفون کنند و یاد روزهای گذشته را زنده کنند ولی حالا چی مردم حتی توانایی عاشق شدن را ندارند .آیا این همون بالکان با صفای رویایی است که مردم دست به دست با هم آواز می خواندند و می رقصیدن ؟نه دیگر یادهای آن روزها نیز باقی نیست.

آنگلوپلوس دنبال چیست؟ کدام اولین حلقه ی زندگی ؟ آیا همچین حلقه ای از آن دوران باشکوه باقی است ؟ آنگلوپولوس نیز با ما هم غقیده است برای رسیدن به پاسخ سفری طولانی را لازم است -سفری که فلش بکی به تاریخ است آیا ما بعد از این سفر همان آدمی خواهیم بود که بودیم؟ آیا واقعا حلقه ای در کارست ؟ برای رسیدن به جواب ها باید سفر کرد سفری گریزناپذیر.

علاوه بر محتوای معنایی آنگلوپولوس در جنبه های تکنیکی نیز مثل همیشه خیره کننده است.حرکات ظریف وآرام دوربین- فضاسازی های بدیع-سکانس های طولانی خیر کننده تمام تمام بی نقص و فوق العاده است ومخاطب را خواب برآب میکند و با خود میبرد.

در فیلم چند سکانس  بیست دقیقه ای می بینیم که خیره کننده است و نشان دهنده سبک کارگردانی آنگلوپولوس است که  در سال های اخیر بی سابقه وبدیع است مثل صحنه قرار گرفتن چتربه دستان در یک طرف و تظاهرات کنندگان در طرف دیگر-صحنه ی حمل مجسمه ی شکسته ی لنین – فلش بک به خاطرات که در یک سکانس 20 دقیقه ای پنج سال(1945-1950) از دوران کودکی Aرا نشان میدهد(دوران کشمکش کمونیست ها با بورژواها).

فیلم های آنگلوپولوس اگر نکات محتوایی هم نداشته باشند باز هم لذت بخش اند.او فیلمساز نیست بلکه شاعر است فیلم های او مثل شعری می ماند که حتی اگر معنی آن را نفهمی باز هم شنیدنش لذت بخش است .

یار همیشگی و دوست قدیمی آنگلوپولوس – النی کارایندرو(Eleni Karaindrou) بازهم مثل همیشه شاهکاری را به وجود آورده است .موسیقی فیلم بسیار زیبا ساخته شده و بر فیلم تاثیر به سزایی گذاشته است.

در آخر فکر کنم این فیلم با اینکه به دیدگاه خیلی ها کسل کننده است(فیلم سه ساعت طول می کشد)ولی برای لذت بردن از تصویر برداری های خیر کننده و سینماتوگرافی آن برای عشاق سینما ارزش یکبار دیدن را داشته باشد.



تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 24 خرداد 1390 03:08 ق.ظ